سلطان محمد مطربي سمرقندي
683
تذكرة الشعراء ( فارسي )
و حضرت مخدومى قصيدهء او را جواب گفته بودند و عدد صد را در كمتر از ابيات او درج كرده و معانى بسيار در او خرج نموده و رباعى اظهار مضمرى ، با همراهى گوشواره و ميزان به طريق مصنوع تحصيل فرموده و مطلع اين است : مطلع : ز يك كمان دو خدنگش بسى كه خسته به دلها * به خانهء دل بيچاره گشته پنجره پيدا و گوشوارهء اظهار مضمر اين است : در عشق نگويم سخنى بى الم او * گويم به دل خود الم دمبدم او و رباعى اظهار مضمر اين است : سهم نظر و سحر لبت هرشب غم * ريزند ز فنديل دلم مخفى دم گفتى كه تو وصف كرمى عشق مگو * از هول دل و ز تاب تب مىگويم ميزان اين است : سخن عشق را به دل گويم . فقير قصيدهء مذكور را تتبّع نموده و در مطلع آن از يكى تا شش عدد را درج كرده و اين از مخصّصات خود داشته و قصيدهء مذكور را موشّح به نام نامى خاقان جنّتمكان ، عبد اللّه خان ، گردانيده دو رباعى گوشواره و اظهار مضمر و ميزان را از او به طريق مصنوع ظاهر ساخته ، به حضرت اعلى گذرانيده ، موصول به صله گشت و از حضرت مخدومى نيز ، تحسين يافت و مطلع قصيدهء مذكور اين است : مطلع : يكى حديث دو لعلت ستد به چارهگريها * دلم ز پنجهء سودا تنم ز ششدر غمها و رباعى گوشواره اين است : اى شاه مدام شاه شاهان باشى * در دهر به عيش شاد و خندان باشى در ملك به عدل و داد خانى اين دَم * يا رب كه هميشه خان دوران باشى و رباعى اظهار مضمر اين است : تو سرور دهر و به درت صد چون جم * نخل ظفرت نتيجهء چشم ترم